چهبسا که آن گروه از اصحاب عمل و روانشناسان که منشأ همهٔ اعمال انسانی را انگیزههای خودپرستانه میدانند، درست بگویند. البته نمیتوانم درک کنم که چگونه شخصی که سراسر عمر خود را به خدمت در راه آرمانی موقوف میدارد و در کسب لذت و حفظ سلامت خود اهمال روا میدارد و خود را برای غایت مطلوبی فدا میسازد، به راستی با شخصی که در دادوستد اسلحه یا برده تلاش میکند و حاصل آن را در راه عیاشی به هدر میدهد، همراه و همگام میتواند بود.
اما شک نیست که اگر با روانشناسی از این شمار در مباحثهای شرکت جویم، به زودی از میدان به در خواهم شد و حریف، غلطاندیشم خواهد خواند. زیرا روانشناسان هرگز عادت ندارند که به خطای خود اقرار کنند.