«خب، غولها هم همدیگر را نمیخورد. تازه، آنها همدیگر را هم نمیکشد. غولها خیلی موجودات دوستداشتنیای نیست، اما همدیگر را نمیکشد. حتی تمشاخها هم تمشاخهای دیگر را نمیکشد. پیشیها هم پیشیهای دیگر را نمیکشد.»
سوفی گفت: «آنها موشها را میکشند.»
غبم گفت: «خب، ولی آنها همنوع خود را نمیکشد. وجود شرّ تنها حیوانی است که همنوع خود را میکشد.»
سوفی پرسید: «مگر مارهای سمّی همدیگر را نمیکشند؟»
سوفی با درماندگی سعی داشت موجود دیگری را پیدا کند که رفتارش به بدی انسان باشد.