جملات زیبا از متن کتاب داستان های کوتاه کافکا | طاقچه
تصویر جلد کتاب داستان های کوتاه کافکا

کتاب داستان های کوتاه کافکا

نوع کتاب
۳.۸ امتیاز(از ۲۱ رأی)
انتشارات: 
نشر ماهی
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
کاربر نیوشک
۵
آن‌که در جست‌وجوی راه گریز است، جز آموختن فکر و ذکری ندارد، مدام شلاق به دست مراقب خود است و با بروز کم‌ترین نافرمانی تن خود را زیر تازیانه می‌گیرد.
کاربر نیوشک
۳
چه‌بسا در هیاهوی دنیای ما معصومیت آسان‌تر از هر صدای دیگری شنیده می‌شود
کاربر نیوشک
۱
آن‌که در جست‌وجوی راه گریز است، جز آموختن فکر و ذکری ندارد، مدام شلاق به دست مراقب خود است و با بروز کم‌ترین نافرمانی تن خود را زیر تازیانه می‌گیرد.
jamegrak
۱
ما هردو راست می‌گوییم، و برای آن‌که به گونه‌ای انکارناپذیر بر این واقعیت واقف نشویم، بهتر است هر کدام تنها به خانه برویم
مریم
۰
خواهر گفت: «پدر و مادر عزیز» و به‌عنوان مقدمه با کف دست ضربه‌ای به میز زد. «این‌طوری که نمی‌شود. احتمالا شما متوجه نیستید، ولی من متوجه‌ام. من دوست ندارم در حضور این هیولا، نام برادرم را به زبان بیاورم. این است که فقط می‌گویم، باید ببینم چه‌طور می‌شود از شرش خلاص شویم. ما تا جایی که از دستمان برمی‌آمد مراقب او بودیم و تحملش کردیم. به گمان من از این بابت مستحق هیچ سرزنشی نیستیم.»