یکی از زمینگیرکنندهترین عوامل متوسط بودن در زندگی وضعیتی است که من به آن «سندرم آینۀ بغل» میگویم. ذهن ناخودآگاه ما یک آینۀ بغل خودمحدودکننده دارد که ما از طریق آن بهطور مداوم گذشتهمان را دوباره خلق و زندگی میکنیم. ما بهاشتباه بر این باوریم کسی که بودیم، همان کسی است که حالا هستیم و بههمینخاطر تواناییهای حقیقیِ زمان حال خودمان را براساس محدودیتهای گذشتهمان، محدود میکنیم.
درنتیجه، همۀ انتخابهایمان را از صافی محدودیتهای گذشتهمان عبور میدهیم. از اینکه صبحها چه ساعتی از خواب بیدار میشویم گرفته تا اینکه چه اهدافی را مشخص میکنیم و اجازۀ ممکن بودن چه چیزهایی را در زندگیمان به خودمان میدهیم. میخواهیم زندگی بهتری بسازیم اما گاهی اوقات نمیدانیم چگونه باید آن را متفاوت از چیزی که همیشه بوده است، ببینیم.