کنم چه چاره، ندانند شوخ و شنگ مرا.
چه سعی خوش پی دیدار من کنند کنون
ز خانه بردارم چوبشان کنم بیرون؟
مونس: نخیر نیست خود این چوب تا که برداری
به جای چوب دلی نرم کمترک باری.
به هر کجا کششت در پی است و خواهد بود
ولی قبول تو گیرد فتاده است بر زود.
نگاه چشم خوشت هر که را سپر انداخت
به جان سوخته کار فسون تو پرداخت.