بهنظرش غیرمنصفانه آمده بود که چطور در زندگی ممکن است اینهمه اتفاقات بیفتد تا مرگی اینچنین از پیش اعلامشده بتواند بدون قدمی به اشتباه، جامهٔ عمل بپوشد.
Hamid
۶
گاهی اوقات که از گریه خسته میشد، به دیوانگی خودش میخندید.
whateverjindoes
۵
«زندگی یک ردیف فانوس نیست که به تناسب کنار هم آویخته شده باشند، زندگی هالهای است نورانی، پاکتی است نیمهشفاف که ما از بدو تولد آگاهیمان تا مرگ در آن محبوسیم...»
AS4438
۲
همیشه باید طرف مرده را گرفت.
کاربر ۶۶۰۶۳۸۰
۱
هیچ جایی روی این زمین غمناکتر از یک تخت خالی نیست.
کاربر ۶۶۰۶۳۸۰
۱
ــ همیشه باید طرف مرده را گرفت.
@m_e_h_r_2
۱
ــ عشق هم به موقعش میآید.
@m_e_h_r_2
۱
طول یک زندگی برای تعریف آن کفایت نخواهد کرد.
کاربر ۶۶۰۶۳۸۰
۰
«آنها کاملند و قادرند هر مردی را خوشبخت کنند، چون برای درک رنج تربیت شدهاند.»
@m_e_h_r_2
۰
چون برای یک زن چه فضاحتی از این بدتر که با لباس عروسی رهایش کنند.
@m_e_h_r_2
۰
تنفر و عشق دو درد متقابلاند.
@m_e_h_r_2
۰
اما اغلب کسانی که قادر بودند کاری برای جلوگیری از قتل بکنند، با یاریجستن از این پیشداوری که کارهای مربوط به شرف و آبرو، مسائل مهمیاند که عوارض آن فقط گریبان گردانندههای فاجعه را میگیرد، خود را خلاص و آرام میکردند.