جملات زیبا از متن کتاب مرغابی وحشی | طاقچه
تصویر جلد کتاب مرغابی وحشیsubscriptionAvailable

کتاب مرغابی وحشی

۳.۰(از ۱ امتیاز)
نوع کتاب

قیمت:

۳۰۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

اگه حق با شما باشه و نه من، پس زندگی به زندگی کردنش نمی‌ارزه.
دوستِ کتاب‌ها
۱
بدا به حالش! دروغِ زندگی رو که از یه آدم عادی بگیرین، خوشبختی رو هم باهاش ازش می‌گیرین.
دوستِ کتاب‌ها
۰
آدم‌هایی تو این دنیا هستن که تا یکی‌دو تا گلوله می‌خورن، می‌رن ته آب و دیگه هم هرگز بالا نمی‌آن.
Ahmad
۰
حواس یه نان‌آور خونه باید به باورنکردنی‌ترین چیزا باشه. کوچک‌ترینش هم که از یادش بره،  درجا با اخم‌وتخم روبه‌رو می‌شه. خب، آدم به این‌هم خو می‌گیره.
Ahmad
۰
آدم با نگاه به اونا که بزرگ می‌شن، خوب می‌بینه که خودش چقدر پیر شده
Ahmad
۰
اون بالا تو کارگاه، سال‌ها باید دیر بهِت گذشته باشن، گِره‌گِرْش. گِرهگِرْش: دیر می‌گذشتن تا نگذشته بودن،  حالا دیگه درست نمی‌دونم چی شدن.
Ahmad
۰
امیدوارم برای من هم همونی شه که برای مرغابی وحشی شد
Ahmad
۰
توی این دنیا خیلی خیلی چیزاست که یه مرد ناچاره بهِش عادت کنه.
Ahmad
۰
گینا: گمون می‌کنین وَرْلهٔ جوون راستی دیوونه‌س؟ رِل‌لینگ: نه، بدبختانه. دیوونه‌تر از دیگرون نیست. ولی راستش دچار یه ناخوشیه. گینا: خب، چِشه پس؟ رِل‌لینگ: خب، بهِتون می‌گم، خانم اِکدال. از تبِ تندِ درستکاری رنج می‌بره. گینا: تبِ درستکاری؟ هِدْویگ: این هم یه‌جور ناخوشیه؟ رِل‌لینگ: آره. یه ناخوشی ملیه. ولی گهگاه بروز می‌کنه.
Ahmad
۰