معرفی و دانلود کتاب مورتالیته و جیغ سیاه + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب مورتالیته و جیغ سیاه

کتاب مورتالیته و جیغ سیاه

روزنوشت‌های یک رزیدنت زنان

۴.۰(از ۲۸ رأی)
نوع کتاب
پدیدآورندگان:
زویا طاوسیان
publisherانتشارات:
میراث اهل قلم
categoryدسته‌بندی:
خاطرات

معرفی کتاب مورتالیته و جیغ سیاه

کتاب مورتالیته و جیغ سیاه نوشته زویا طاوسیان، مجموعه خاطرات و روزنوشت‌های یک رزیدنت زنان است. 

رزیدنتی یک دوره تکمیلی برای علوم پزشکی است که در آن، افراد با گذراندن دوره تکمیلی می‌توانند مهارت‌های عملی مختلفی را فرابگیرند و به عنوان متخصص در زمینه تحصیلی خود وارد کار شوند. دوره رزیدنتی پس از گذراندن هفت الی هشت سال دوره پزشکی، آغاز می‌شود و طول این دوره، بنا به تخصص افراد متفاوت است. رزیدنت به فراگیری و آموزش بالینی یا عملی مبانی و گرایش‌های تخصص خود می‌پردازد.

در کتاب مورتالیته و جیغ سیاه، خاطرات دوران رزیدنتی زنان، نوشته زویا طاوسیان را می‌خوانیم. او در خاطراتش از روزهای سخت و روزهای خوش کارش صحبت می‌کند. مشکلاتی را که در این دوره کاری برایش رخ می‌دهد بیان می‌کند و به طور کلی دیدگاهی نسبت به این شغل به مخاطبانش می‌دهد. 

کتاب مورتالیته و جیغ سیاه را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

خواندن کتاب مورتالیته و جیغ سیاه رابه تمام علاقه‌مندان به مطالعه کتاب‌های خاطرات پیشنهاد می‌کنیم. اگر دوست دارید با دردرسر‌ها و خوشی‌های شغل‌ رزیدنتی و پزشکی آشنا شوید، این کتاب به شما کمک می‌کند. 

بخشی از کتاب مورتالیته و جیغ سیاه

خواب زیر میز

ساعت چهار صبح بیدار می‌شوم و بچه‌ها را به نیش می‌گیرم و تا بیمارستان می‌آیم. اگر شیفت شبانه‌روزی مهد کودک بیمارستان به راه نباشد، دردسر بزرگی دارم.

دختران سه‌ساله‌ام را آرام وارد پاویون می‌کنم. سال‌یکی‌ها تخت ندارند و اتاقشان با سال‌دوها مشترک است و تنها سهم ما از این اتاق گذاشتن لباس‌ها و کیفمان است. نوک پا و یواش وارد اتاق می‌شوم و لباس‌هایم را عوض می‌کنم. از ساعت چهار و نیم صبح بچه‌ها را باید جایی بخوابانم تا ساعت هفت و نیم بشود و مهد کودک بیمارستان را باز کنند. بیشتر وقت‌ها هیچ جایی برای خواباندن دوقلوهایم پیدا نمی‌کنم. توی راهرو دو تا میز است که رزیدنت‌ها و انترن‌ها موقع غذا دورشان می‌نشینند.

بچه‌ها را که در پالتوی یکسره‌شان خوب پیچیده‌ام زیر میز ناهارخوری می‌برم. چادر نمازم را تا می‌زنم و زیر سرشان می‌گذارم. اگر گاهی یک پتو پیدا کنم رویشان می‌اندازم. بیشتر وقت‌ها چشم‌های کوچولو و نازشان از اشک تر می‌شود: «مامانی! نرو!» می‌گویم: «باید برم ویزیت مریض‌ها. همین‎جا بخوابین. صداتون هم در نیاد وگرنه این خانم دکترها بیدار می‌شن و دعواتون می‌کنن. با من هم دعوا می‌کنن!» تک‎بوسه‌ای به گونه‌هایشان می‌زنم و دوان دوان از پله‌ها پایین می‌روم تا یک کشیک طاقت‌فرسای دیگر را شروع کنم. جایی امن‌تر از زیر میز برای خواب جگرگوشه‌هایم پیدا نکرده‌ام.

رزیدنت‌های سال‌بالا ساعت هفت می‌نشینند دور میز صبحانه و به خوردن مشغول می‌شوند و دو کودک نازنین من زیر آن میز خوابند. گاهی وحشت‌زده از خواب می‌پرند و گریه می‌کنند. بعد رزیدنت‌های محترم سال‌بالا از توی بخش‌ها مرا پیدا می‌کنند که بروم پاویون و بچه‌هایم را زودتر به مهد ببرم. من می‌دوم و می‌دوم و انگار این دویدن‌ها هرگز پایانی ندارد.

دختران کوچولویم! مرا ببخشید! خودخواهی‌های من برای ادامه‎ تحصیل، شما را این‌طوری آواره کرده است که حتی شب‌ها هم نمی‌توانید راحت بخوابید. صحبت و خنده و دعوای دیگران همیشه خواب زیر میزتان را هم تکه‌پاره و آشفته می‌کند. مرا ببخشید!

نیروی غیبی

حنانه فرزندش را در آغوش گرفت و رفت. رفت تا دو ماه در خانه کنار بچه کوچولو و همسرش باشد. البته مرخصی زایمان باید چهار ماه باشد، اما این‎جا با بیش از دو ماه، موافقت نمی‌کنند!

حالا من و ندا و شهره باید کشیک‌ها را بین هم تقسیم می‌کردیم. مسلماً کشیک‌های ما بیشتر می‌شد و فشار کار اذیتمان می‌کرد. ولی یک نفر از راه رسید. درست همان روزی که حنانه از روی تخت بیمارستان مرخص شد، ما با یک رزیدنت مهمان روبه‌رو شدیم. یک سال‌دویی که به‎خاطر شرایط خاص خانواده‌اش به مدت دو ماه به بیمارستان ما آمده. به این می‌گویند امداد غیبی! حالا ما دوباره چهار رزیدنت سال‌دویی هستیم. یعنی بی‌خیال کشیک اضافه! همه‎ چیز به روال سابق برگشته است.

آمدن مهمان جدید به مذاق سال‌سه‌ای‌ها اصلاً خوش نیامد، چون در میان گروه آن‎ها هم پهلوانی که به تازگی زایمان کرده است به مرخصی رفته و هیچ‌کس هم جایش نیامده است. از طرف دیگر سمندرپور هم باردار شده و حال و احوال مناسبی ندارد. ایزدپناه و فراست همین‌طور دارند از شانس بدشان گله می‌کنند و مثل ماهی توی تابه‎ روغنی به جِلِزووِلِز افتاده‌اند.

بنابراین به سال‌دویی مهمان خوشامد که نمی‌گویند هیچ، بنای آزارش را هم گذاشته‌اند. مهمان جدید _ لادن _ حسابی توی ذوقش خورده است. به او مدام غر می‌زنند، به کارهایش ایراد می‌گیرند، هی می‌گویند که او هیچ کاری را درست نمی‌تواند انجام بدهد، بلد نیست سزارین کند، بلد نیست لیبر را خوب بچرخاند، بلد نیست مریض‌های درمانگاه را جمع‌وجور کند. انگار نه انگار که لادن بیچاره در یکی از دانشگاه‌های تهران رزیدنت است. حتی به اندازه‎ انترن‌ها هم او را قبول ندارند.

زخم زبان‎هایشان یک طرف، به ما سه نفر دستور می‌دهند که مراقب همه‎ کارهایش باشیم. بالای سرش بایستیم تا مثلاً یک TL انجام بدهد. خلاصه‎ کلام می‌خواهند کار ما همین‌طور زیاد باشد. دیروز داشت با حال افسرده عمل سزارین انجام می‌داد. کنارش ایستاده بودم و نگاهش می‌کردم. لادن سرش را بلند کرد و گفت: «این‎جا بیمارستان شلوغیه. آدم مریضای زیاد و مختلفی می‌تونه ببینه. تجربه‎ کاریش زیاد می‌شه. حیف که این سال‌بالاهاتون دیوونن!» گفتم: «بیمارستان شما چه جوی داره؟ اون‎جا بهتره؟» آهی کشید: «نه، خودت که بهتر می‌دونی. «زنانی»‌ها همه‌جا یه‎جورن؛ سخت‌گیری‌های بی‌مورد، کشیک اضافه زدن‌های بیخود، پادشاهی سال‌بالایی‌ها. اما هرچی باشه، بیمارستان ما این‌قدرها شلوغ نیست و فشار کاری کمتره.

مهمان‌آزاری، چنان بود که پس از دو ماه او را فراری داد. لادن می‌رود و برای دوستانش حرف‌های زیادی دارد تا تعریف کند. خاطراتی ستم‌بار از ایزدپناه، فراست، جیغ‌سیاه، جغدسبز و...

برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب مورتالیته و جیغ سیاه و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب

نام کتابمورتالیته و جیغ سیاه
عنوان دیگرروزنوشت‌های یک رزیدنت زنان
موضوعخاطرات
نویسندهزویا طاوسیان
انتشاراتمیراث اهل قلم
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۳/۱۲/۰۵
فرمت کتابEPUB
شابک۹۷۸۶۰۰۶۳۲۷۵۸۷
تعداد صفحه‌ها۲۷۰ صفحه
قیمت کتاب۸۰۰۰۰ تومان