در کتاب «من فاطمهام؛ پدرم محمد (ص)» روایتهایی از روزهای سراسر رنج، سختی و مظلومیت توأم با صلابت حضرت زهرا(س) تا شهادت ایشان به صورت چکیده و کوتاه نگارش شده تا مخاطبان را با زبانی ساده و شیوا در سریعترین زمان ممکن با بخشهای مهم زندگانی صدیقه طاهره(س) آشنا سازد.
در بخشی از این کتاب آمده است:
«هنگامی که فاطمه(س) درگذشت، بانگ از مردم مدینه برخاست و زنان مدینه در خانه فاطمه جمع شدند و شیون سردادند و فریاد میزدند: ای بانوی ما! ای دختر رسولالله و مردان نیز به حضور حضرت علی(ع) رسیدند در حالی که امام حسن(ع) و امام حسین(ع) جلوی پدر نشسته بودند و میگریستند و مردم نیز از گریه آن دو گریه میکردند. در این هنگام امکلثوم(س) در حالی که روبند بر چهره افکنده بود و ردایی بر خود پوشانده و دامن آن بر خاک کشیده میشد، بیرون آمد و گفت: یا رسول خدا! هماکنون ما به واقع تو را از دست دادیم. فقدانی که هرگز پس از آن دیداری نخواهد بود. مردم جمع شدند و نشستند و منتظر بودند جنازه را بیرون آورند و بر آن نماز بگزارند. در آن هنگام ابوذر از درون خانه بیرون آمد و گفت: بروید که بیرون آوردن جنازه دختر رسول خدا(ص) به تاخیر افتاد. مردم برخاستند و رفتند».
برای تجربهای بهتر در دانلود کتاب من فاطمهام؛ پدرم محمد (ص) و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را بهصورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن میتوانید مطالعهی خود را شخصیسازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتابها را همیشه و همهجا تجربه کنید. علاوهبر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیفهای ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.
نظر شما دربارهٔ این کتاب
نظرات کاربران
روایت داستانی روان و تاثیرگذاری داشت.
بسیار کتاب خوبی هست
داستان زیاد درباره حضرت فاطمه هست ولی قشنگ بود
بسیار روان و گویا
عالی
السلام علیک یا فاطمه الزهرا 🖤
یا زهرا کتاب بسیار خوبی بود
عاااالی بود.....