اکنون احساس میکند که جنایات پنهاناش به دستهایش چسبیدهاند. هرلحظه، مردان انقلابی او را به بیارادگی سرزنش میکنند، زیرا کسانی که تحت فرمان او یند اطاعتشان از سر ترس است نه از سر عشق. از این پس میبیند که عنوان او بر پیکرش فراخ است، چون جامهٔ غولی بر تن کوتولهئی که دزدیده باشدش.