درک اینکه بشر جدید در عالمی سکنی گزیده که در آن شیطان آموزگاری میکند و قدرتهای شیطانی در زرق و برق زینتهای سامری جهان را هر چه بیشتر چون مواد خام میبلعند و صورت نفسانی بدان میزنند، در اندیشۀ اکثر شرقیان هنوز حاصل نشده است.
کاربر ۷۵۴۴۸۶
۱
رضا خان ابتدا از درِ مذهب و دین وارد شد و به تظاهرات دینی و جلب قلوب علما پرداخت، به زیارت عتبات رفت و دست علما را بوسید و در دستههای عاشورا شرکت کرد و مجالس عزاداری به راه انداخت؛ اما به محض سوار شدن بر خر مراد و نابودی سلسلۀ قاجاری رنگ عوض کرد و باطن خود را آشکار ساخت.
کاربر ۷۵۴۴۸۶
۱
در واقع آن گاه که انسان به خویشتن تقرب میجوید، ساحات این جهانی او نیز که محیط، تجلی آن و به مثابۀ حجاب حق میتواند باشد، تکثر و تنوع مییابد.
کاربر ۷۵۴۴۸۶
۰
جهان کنونی نماینده و مظهر نظمی جدید است، نظمی تازه و غیر ارگانیک که مخلوق خداوند نیست، بلکه حاصل ابداع و وضع بشری است که میخواهد جهانی بدون خداوند بسازد
کاربر ۷۵۴۴۸۶
۰
در دین سخن از رها شدن از بُعد و دوری از درگاه حق است، اما در نیستانگاری، افراد در حقانیت این غفلت اصرار میورزند، درد و رنج خودآگاهی نیستانگارانه، حاصل این غفلت است.
کاربر ۷۵۴۴۸۶
۰
رنسانس تحولی اساسی در زندگی مغربزمینیان پدید آمد. این تحولات انکار اصول معنوی دینی را به همراه داشت. در این مقام بشر خود را موجودی طغیانکننده در برابر خداوند و عالم معنی، موجودی آزاد که میتوانست بر روی کرۀ زمین به هر نحوی که میخواهد، قدم نهد و خویشتن را در مقابل یک حقیقت ماورای خود مسئول نداند، تلقی کرد.
کاربر ۷۵۴۴۸۶
۰
عالم غیر معنوی صنعتی که در غرب ابداع شده، اکنون در شرق بسط یافته است و به هستی درونی ما چنگ میزند و در پی آن است که عالم و آدم را به سطح شیئی کور و مکانیکی و غیر معنوی تنزل دهد
کاربر ۷۵۴۴۸۶
۰
چه بسا کار کامپیوتر و روبوتها جایگزین کار انسان شود و کار انسان صرفاً به برنامهریزی برای کامپیوترها منحصر گردد. در این کار هیچ چیز مناسب شأن انسان وجود ندارد و انجام آنها به هیچ روی هماهنگ با روح و استعداد و توانایی معنوی آدمی نیست.
کاربر ۷۵۴۴۸۶
۰
هر گاه فرد وظیفهای را که استعداد و شایستگی آن در او به ودیعه گذاشته شده، انجام ندهد و مجبور به انجام وظیفه و کار دیگری باشد که با او ارتباط اساسی ندارد، این امر موجب پیدایش آشفتگی، ناهماهنگی و نداشتن تعادل در درون وی میشود و این حالت، کل جامعهای را که فرد بدان تعلق دارد، متأثر میکند. او در اینجا تا اندازهای به وضع بیمارگونۀ خود پی میبرد. چون این واقعیت روال کلی جامعۀ بشری است،
کاربر ۷۵۴۴۸۶
۰
فلسفۀ طبیعی نیوتون عالم مادی ماشین است، و به نظر دکارت جانوران ماشین هستند، به نظر هابس جامعه ماشین است، به نظر لامتری بدن انسان ماشین است و بالأخره به نظر پاولوف و پیروانش رفتار آدمی مثل کار ماشین است. همه چیز، حتی مغز آدمی، در مرتبۀ ماشین قرار میگیرد که از قطعات و ارقام ساخته شده است.
کاربر ۷۵۴۴۸۶
۰
فکری که شأن وجودی آدمی را به حد ماشین تنزل میدهد تا با چنین ماشینهایی کار کنند،
کاربر ۷۵۴۴۸۶
۰
اکنون بسیاری از فیلسوفان علم میپذیرند که کاملترین نظریههای علمی چیزی جز فرضیههای ابطالپذیر نیستند.
کاربر ۷۵۴۴۸۶
۰
کنیم، ناشی از غفلت ما از این واقعیات است که علم جدید مجموعهای به هم پیوسته است و نمیتوان ضایعات هستهای راکتورها، ضایعات حاصل دکلهای حفر چاههای نفت، مسمومیت ناشی از مواد صنعتی و آلودگی محیط زیست و امثال آن را از نتایج علوم مربوط به پزشکی جدا کرد.
کاربر ۷۵۴۴۸۶
۰
ناشی از غفلت ما از این واقعیات است که علم جدید مجموعهای به هم پیوسته است و نمیتوان ضایعات هستهای راکتورها، ضایعات حاصل دکلهای حفر چاههای نفت، مسمومیت ناشی از مواد صنعتی و آلودگی محیط زیست و امثال آن را از نتایج علوم مربوط به پزشکی جدا کرد.
کاربر ۷۵۴۴۸۶
۰
یکی از ویژگیهای بشر غربی در دوران اخیر است که کوشید بینهایت را که انسان سنتی در آسمان و ملکوت و در عالم معنی میدید، به کرۀ زمین منحصر و محدود کند، یعنی زمین را بهشت تصور نماید و احتیاج بشر را به بینهایت تبدیل کند. ولی چنین توهمی دیگر در نظر برخی عقلا و متفکران غرب به پایان رسیده است. محدودیت منابع طبیعی و ویرانی روزافزون این منابع اکنون به وضع خطرناکی رسیده است که هر چه بیشتر آدمی را در وضع بحرانی فرومیبرد.
کاربر ۷۵۴۴۸۶
۰
مکر و حیلهای که در ذات تفکر حسابگرانۀ جدید وجود دارد، موجب گردید طی چند صد سال عمل اخلاقی و سیاسی بشر اروپایی که هزار سال با اخلاق مسیحیت و محبت دینی انس گرفته بود با انکار این اخلاق دینی، و موهوم و غیر واقعی خواندن آن به تدریج به این ریاکاری اخلاقی و سیاسی برسد که در گسترش تمدن اروپایی در خارج از مرزهای خود بسیار مؤثر بود.
تاریخ استعمار از قرن پانزده به بعد به نابودی بسیاری از مردم و حتی تمدنهای سرخپوستی آمریکای لاتین و مرکزی انجامید.
کاربر ۷۵۴۴۸۶
۰
اکنون که بیپایگی اخلاق غربی پس از دو جنگ جهانی به ظهور رسیده، شهروندان این نواحی به اصول اخلاقی بیاعتقاد شدهاند. جوانان بیش از همه به این مرحله رسیدهاند و تناقضی را که در بطن فرهنگ و تمدن جدید نهفته بود آشکار ساختند.
کاربر ۷۵۴۴۸۶
۰
ملاک و محک اعمال شرقیان اکنون تمدن و فرهنگ غربی شده است و اگر کسی یا کشوری در خلاف مسیر این ملاکها عمل کند، غیر متمدن و بی فرهنگ محسوب میشود.
کاربر ۷۵۴۴۸۶
۰
بدین طریق فرهنگ زندگی غربیان چون الگو و نمونۀ اعمال شرقیان تلقی شد. حتی خوردن غذا اگر با آداب غربی صورت نگیرد نام غیر متمدن به خود میگیرد.
کاربر ۷۵۴۴۸۶
۰
نظریه استبداد شرقی و قبول ضعف جسمانی و فکری شرقیان نیز که از آرای منتسکیو و منورالفکران و قبل از آنان سیاحانی که با اصول و تفکر غربی به شرح و زندگانی اقوام شرقی پرداخته بودند بر داروینیسم اجتماعی صحه میگذاشت.
کاربر ۷۵۴۴۸۶
۰
رنسانس تکوین یافته است، نه افراد مسیحی. اکنون دیگر جوامع غربی دین را ترک گفتهاند و بر اساس اصول غیر دینی زندگی میکنند و دین در جامعۀ غربی در حاشیه مانده
کاربر ۷۵۴۴۸۶
۰
اینجا مؤسسات دینی نیز آزادی دارند تا در جهت غایات دنیوی و آرامش روحی اهل دنیا موجودیتی از خود نشان دهند که یکی از آنها ساختن فیلمها و کارتونهای سینمایی از قصص انجیلی و توراتی است. اما همین مؤسسات در صورتی که به مقدسات مسیحیت توهین شود، هیچ یک حق اعتراض نخواهند داشت، چنان که در اکران فیلم «سلام بر مریم» یا «آخرین وسوسۀ مسیح» مشاهده میکنیم.
کاربر ۷۵۴۴۸۶
۰
در اعتراض به وضع کلیسای رسمی، بسیاری از مؤمنین به تدریج از قلمرو دین رسمی خارج شدهاند و از ماهیت آن پرسش میکنند و در مراتب دیگر متعرض ماهیت غرب میشوند.
کاربر ۷۵۴۴۸۶
۰
در این سالها اروپای جدید به تدریج شکل میگرفت. رنسانس در ایتالیا پیدا آمده و پس از یک قرن تجربه به برتری فنی نسبت به شرق نایل گردیده بود. نظامهای فئودالیته یکی پس از دیگری در برابر نیروی جوانی سوداگران و شهرنشینان توان مقاومت را از دست داده و رو به فروپاشی مینهادند.
کاربر ۷۵۴۴۸۶
۰
آغاز دورۀ جدید به رنسانس یا نوزایش (تولد دوباره) تعبیر گردید و به نحوی با بازگشت به حیات غیر دینی که نشانۀ کامل آن در یونان جستوجو میشد، همراه بود. ستیز با زندگی دینی که تحت سیطرۀ تشکیلات کلیسایی بود، به صور مختلف از جمله انتقاد از مراسم عشای ربانی تا عفو گناهان و مالیاتهای دینی بر محصولات ارضی و صنعتی ظاهر گردید. در این زمان کمتر با اصل و ماهیت دیانت مسیحی ستیز میشد.
کاربر ۷۵۴۴۸۶
۰
نویسندگان و شاعران درباری این عصر نظیر استرآبادی، محمدکاظم و محمدعلی حزین به شدت تحت تأثیر فضایل و کمالات جماعت فرنگ و ستایشگر آنان بودند، حزین قوانین طرق معاش و ضبط اوضاع جماعت انگلیسی را میستاید، و شاه از کمپانی هند شرقی انگلیس طلب پزشک میکند. پزشک دروغی اعزامی، یک کشیش بود!!
کاربر ۷۵۴۴۸۶
۰
او درباره غربمآبی جوانان تحصیلکردۀ ایرانی در فرنگ چنین مینویسد:
«شترمرغهای ایرانی که از پطرزبوغ و سایر بلاد خارجه برگشته و دولت ایران مبلغها در راه تربیت ایشان متضرر شده، از علم دیپلمات و سایر علومی که به تحصیل و تعلم آن مأمور بودند، معلومات آنها به دو چیز حصر شده: استخاف ملت و تخطئۀ دولت.
کاربر ۷۵۴۴۸۶
۰
تأسف و تعجب تا وقتی است که به خودشان از امور ملکی دولتی کاری سپرده نشده، همین که مصدر کاری و مرجع شغل شدند، به اطمینان کامل که قبح اعمالشان تا چندی به برکت سیاحت قطعۀ اروپا پوشیده است و به این زودیها کسی درصدد کشف بیحقیقتی ایشان نیست، بالا دست همۀ بی تربیتها برمیخیزند و در پایمال کردن حقوق مردم و ترویج فنون بیدیانتی و ترک غیرت و مروت و اختراعات امور ضاره و طمع بیجا و تصدیقات بلاتصور و خوشامد و فراخگویی به رؤسا و پیشکاران و تصویب عمل و تصدیق به اقوال ایشان چندان مبالغهدارند که پادشاه از مأموریت ایشان پشیمان میشود و متحیر میماند.»
کاربر ۷۵۴۴۸۶
۰
آنها تصور نمیکردند که فرهنگ جدید، فرهنگ سنتی را در خود تحلیل برد و نابود سازد و یا چون عضو و زایدهای در ساختمان خود به کار گیرد. آنان به ورود صنایع و تکنولوژی جدید خوشبین بودند، اما به تدریج دریافتند که ورود این صنایع همان، نابودی تفکر و حیات معنوی قدیم همان.
کاربر ۷۵۴۴۸۶
۰
مسلمانان مسلمانان، مسلمانی، مسلمانی
از این آیین بیدینان، پشیمانی، پشیمانی
بمیرید از چنین جانی کزو کفر و هوا خیزد
ازیرا در چنان جانها فرو ناید مسلمانی
شراب حکمت شرعی خورید اندر حریم دین
که محروماند از این عشرت هوسگویان یونانی
برون کن طوق عقلانی به سوی ذوق ایمان شو
چه باشد حکمت یونان به پیش ذوق ایمانی