«صاحبان روزنامه در پول غلت میزنند و گلو پاره میکنند که زندهباد آزادی. اعیانزادگان مرفه از سر تفنن شعر میسرایند و نثر میآرایند و بر سینه میکوبند که زندهباد آزادی. بازرگانان به زورِ تبلیغ بر سود خود میافزایند و گریبان میدرند که زندهباد آزادی. تنها تودههای محروم و زحمتکش نمیتوانند این فریاد را تکرار کنند، زیرا آزادی آنها به معنای گرسنگی اینهاست. از همین رو، بینوایان رنج خویش را تحمل میکنند و به جور آنها گردن مینهند. آنها به سیاهروزی خود تن داده و به سکوت خو گرفتهاند.»