روزگاری در یکی از ولایات دوردست، پادشاهی بود که دوست داشت سرزمینش پر از خبرچین و راپرتچی باشد. در این سرزمین از هر سه نفر از اهالی یک نفر خبرچین و خفیهنویس رسمی دولتی بود. از دو سوم باقیمانده هم بیشتر از نصفشان خبرچین غیر رسمی بودند. غیر از خبرچینهای رسمی و غیر رسمی، خبرچینهای داوطلب هم بودند. مابقی اهالی هم به کار خبرچینی، به عنوان یک سرگرمی مفید و مفرح برای گذران اوقات فراغت علاقه وافری نشان میدادند.