هدا: یعنی، با خودم میگم میشه از تسمان بخوام وارد سیاست بشه.
برَک: (میخندد.) تسمان؟ نه، میدونین چیه، زندگی سیاسی کار اون نیست... اصلاً راست کارش نیست.
هدا: آره، فکر کنم نیست... ولی بااینحال اگه بتونم وارد سیاستش کنم چی؟
برَک: خب، این کار چه لذتی داره براتون؟ اگه ایشون برای این کار مناسب نیست، چرا باید بخواین بندازینش تو این مسیر؟
هدا: آخه، گفتم بهتون که، حوصلهم سر میره!