برانژه: ناچارم نزد شما اعترافاتی بکنم. من همیشه میدونستم که هیچ دلیلی برای نوشتن ندارم.
روزنامهنگار: این کاملاً قابل درکه. اما دلیل نداشتن که دلیل نمیشه. برای هیچچیز دلیلی وجود نداره، این رو همه میدونیم.
برانژه: البته. منتها، با اینکه هیچ دلیلی وجود نداره، آدمها خیلی کارها میکنن. اما کسانی که روحیهٔ ضعیفی دارن دلایلی ظاهری برای کارهاشون پیدا میکنن. و تظاهر میکنن که به این کارها اعتقاد دارن. میگن آدم بالاخره باید یه کاری بکنه. من از این دسته آدمها نیستم.