دوتا فرشتهٔ عِبری، پرندهٔ سامی
دوتا پرنده به لحن زَبور آرامی
به نام مدح ملیکا و شطح میکاییل
دو مرغ عشق، دو سیمرغ تا ابد نامی
دو جامِ مِی که جهان مست این پیاله شدهست
دو رَطل شُرب مدام خُمار خیّامی
رسیدهام به شرابی هزارساله و صاف
پس از هزارهٔ بیساغری و ناکامی
بریز ساقی خوشدست میکده، لیلا!
شرابخانهای از عاشقانهٔ جامی
ابوسعید منم، شطح رابعه که تویی
دوتا پرنده نشسته به بامِ بسطامی
من و تو آدموحوّا، عزیمتی به بهشت
شراب زمزم و کوثر، چه خوش سرانجامی.