آیین عشقبازی دنیا عوض شدهست
یوسف عوض شدهست، زلیخا عوض شدهست
سر همچنان به سجده فرو بردهام ولی
در عشق سالهاست که فتوا عوض شدهست
خو کن به قایقت که به ساحل نمیرسیم
خو کن که جای ساحل و دریا عوض شدهست
آن باوفا کبوتر جلدی که پر کشید
اکنون به خانه آمده، اما عوض شدهست
حق داشتی مرا نشناسی به هرطریق
من همچنان همانم و دنیا عوض شدهست