امپدوکلس با نتیجهگیری مربوط به «راه حقیقت» نیای خود یعنی پارمنیدس موافق بود که هیچ تولد و مرگ مطلقی نمیتواند وجود داشته باشد زیرا این تولد و مرگ مستلزم ناموجودیتی زمانمند است که از لحاظ منطقی قابل قبول نیست؛ جملهبندی او در اینجا دقیقاً از استدلال الئاییها پیروی میکند.
ناممکن است از چیزی که نیست، چیزی بهوجود آید، و شنیده نشده است آنچه وجود دارد کاملاً نابود شود.