در جامعهٔ سودازده همه فروشندهاند حتی وقتی خریدارند. در چنین جامعهای کسی «خانه» نمیخرد بلکه «مِلکی» میخرد و به این امید میخرد که روزی آن را گرانتر بفروشد. پس در حین خریداری در نوبتِ فروشندگی است. جامعهٔ سودازده خریدارِ سفر نیست حتی اگر سفر زیارت خانهٔ خدا باشد؛ او فروشندهٔ کالاهایی است که قصد کرده با خود از سفر بیاورد تا هزینهٔ سفر را بعلاوهٔ سودی نصیب خود کند. جامعهٔ ما اکنون سودازده است؛ جامعهای که همه در آن متضررند و هنر تولید هیچ ارزشی را ندارند. درجامعهٔ سودازده ارزشمندترین چیزی که تولید میشود «پول» است و درست به همین علت پول دائما در حال بیارزشتر شدن است.