آقا زکی توی برادرها که هر کدام از یک حزب هستند، چطور شده شما حزبی نیستین؟!
خندید و جواب داد:
_ شما شهریها مثل ما دهاتیها زرنگ نیستین. ما هفت تا برادر با هم متفق و متحدیم؛ منتها قرار گذاشتیم هر کدام توی یک حزب بریم هر کدام از حزبها که قدرت رو به دست بگیره یکی از ماها اونجاست و کارهای مالیاتی و شهرداری و بانکی و خلاصه هر کاری که هفت برادر داشته باشن انجام میده با این ترتیب نون ما دائماً تو روغنه و کلاه سرمون نمیره.