دختر اصلاً تکان نمیخورد. احتمالاً جا به جا مُرده بود. فکر کردم حتماً تا همین یک دقیقه پیش داشته میگفته و میخندیده، کِیف میکرده که لایی میکشند و سرعتشان بالاست و باد میخورَد به سروصورتش، ولی حالا تکان نمیخورد و افتاده بود جلو ماشین من. ترسناک است که خودت مُرده باشی اما خونت هنوز کار خودش را بکند و قطرهقطره بریزد روی آسفالت.