خُب، اگرچه بزهای ماده به آسانی نزدیک میآمدند به محض آنکه میخواست آنها را بدوشد شدیداً از خود دفاع میکردند. لذا با وصل کردن چوبهای دراز به شکل افقی روی تیرکها حصاری درست کرد که بعداً با پیچکهای درهم تابیده آن را پوشانید. بزغالههای کوچک را که با فریادشان مادرشان را میخواندند، در آنجا حبس کرد. سپس بزغالههای کوچک را رها کرد و چند روز صبر کرد. آن وقت پستانهای باد کرده از شیر، بزها را رنج میداد و با اشتیاق میگذاشتند بدوشدشان.