مهاجری بود مانند کسانی که گذشتهشان را دوست ندارند، آن را انکار میکنند و رو به آینده دارند، آنها در این سرزمین زندگی کردهاند بیآنکه اثری از خود باقی گذارند، مگر روی سنگهای فرسوده و خزهگرفتهٔ گورستانهای کوچک و مستعمرههایی شبیه آنچه ژاک پس از رفتن ویار، با دکتر سالخورده از آنها دیدن کرده بود.