فرشته فرشاد نشان داده که آداب نوشتن و گزینش را برای نمایش و نمایشنامه به خوبی میداند، آینهای را برابر آینهای میگذارد و قرنی را در یک صبح نمایشی بدل میکند به درامی شایسته با هدف تاریخی نانوشته که قابلیت نگاشتن میگیرد. در پایان من اندیشه را به دلم میدهم و میسرایم که سر و کار ما با شاعری است که سگلرزهاش هم از خمیرمایهٔ شعر سرشار است. نگاهی شاعرانه از تلخ و شیرین زندگی از شاه بیت «تو شکمت اومده بالا و من شکمم نیومده بالا» تا عروسکهای جاندار در توهم مادربزرگ و همهٔ آنچه در یاد یادگار میماند.