حکایت سخنران بزرگ یونان باستان دموستنس را به خاطر داشته باشید. وقتی او کارش را شروع کرد، بسیار عصبی و خجالتی بود. لکنت زبان پیدا میکرد و مشکل صحبت کردن داشت. اما او مصمم بود که سخنران خوبی بشود. او برای غلبه بر مشکلات خود سنگریزه در دهانش میگذاشت و همه روزه ساعتها برای دریا حرف میزد. دیری نگذشت که لکنت زبان او برطرف شد و توانست بر مشکلاتی که در کار سخنرانی داشت غلبه کند. صدایش به تدریج بلندتر شد و قدرت و اعتماد به نفس بیشتری پیدا کرد. او تبدیل به یکی از بزرگترین سخنرانان طول تاریخ شد.