«نمیشد فقط با جارویی چیزی کیششون کنین؟»
«نه، نمیشد با جارو "کیش"شون کنم.»
«چرا؟»
«چون که میخواستم جوندادنشون رو تماشا کنم! واسه همین. میخواستم ببینمشون که خودشون رو به کاغذدیواریها و پردههای قلابدوزی میکوبونن. میخواستم تماشاشون کنم که با بالهای کوچکشون توی هوای خاکی ویرجینیا بالبال میزنن.»