«این درسته که تو دخترعمهٔ منی اما من از همون اول هم گفتم در جهتگیریهای سیاسی دچار گمراهی هستی. توبه کن! برگرد. درست شو. تو باید بدونی که صحبت با دو مرد غریبه در انظار عمومی قباحت داره. مثل... مثل... آها! مثل استادیوم رفتنِ زنها میمونه! یعنی...»
پیمانه نگاه تأسفباری به صفدر کرد و درحالیکه میگفت «چهقدر چرتوپرت میگی تو»، راهش را کشید و رفت داخل عمارت. صفدر حرفهایش و در واقع سخنرانی ارزشیاش نصفهونیمه ماند. صدایی صاف کرد، سعی کرد به روی خودش نیاورد که سنگِ روی یخ شده!