با خودم فکر میکردم اگر در مدینه مسجد ذوقبلتین وجود دارد و میگویند پیغمبر نماز ظهرش را رو به مسجدالاقصی خواند و آیه نازل شد که نماز بعدی را رو به کعبه بخوان، اینجا ما نمازمان را به ده قبلهٔ متفاوت میخوانیم. خیلیها در نماز شروع به گریستن میکردند. با خود میگفتم اینها از چه میترسند! خیلی از آنها تازه به سن تکلیف رسیده بودند. برخی هنوز به سن تکلیف هم نرسیده بودند. پس برای کدام گناهشان گریه میکردند. موقع قنوت با یک دست سیم تلفن را میگرفتند تا مسیر را گم نکنند و با دست قنوت میگرفتند و دعا میخواندند تا او را گم نکنند.