همه میگریستند چرا که سوگواری یک فرد در ناپل، سوگ و ماتم همه است؛ رنج و غم یک شخص، غم و اندوه تمام شهر است. در ناپل، گرسنگی و افسردگی شخصی وجود ندارد، رنج و فقر و فلاکت شخصی وجود ندارد. همه برای همدیگر اشک میریزند و درد یکدیگر را میکشند. با اشکِ میراثیِ عمومیِ خود، این ملت خوب و بینوا از قرنها پیش هر درد و بلا و آفتی را تاب میآورد.