جملات زیبا از متن کتاب عاقلانه فکر کنید، راحت تر زندگی کنید | طاقچه
تصویر جلد کتاب عاقلانه فکر کنید، راحت تر زندگی کنیدsubscriptionAvailable

کتاب عاقلانه فکر کنید، راحت تر زندگی کنید

۴.۰(از ۱۴ امتیاز)
نوع کتاب

قیمت:

۳۹۹,۹۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

وقتی خودتان را به‌شدت مضطرب یا افسرده کنید، به‌وضوح بر ضد خودتان عمل می‌کنید و نسبت به خودتان ظالم و نامنصف هستید. اختلال شما همچنین تأثیرات بدی در گروه اجتماعی‌تان می‌گذارد و باعث ناراحتی اقوام و دوستان و تا حدودی کل اجتماعتان می‌شود. بهایی که بابت وحشت‌زده کردن خودتان، خشمگین‌کردن خودتان و دلسوزی به حال خودتان می‌پردازید، خیلی گزاف است. وقت و پولتان را بیهوده هدر می‌دهید. تلاش‌هایی بیهوده می‌کنید. غمگین می‌شوید، شادمانی دیگران را خراب می‌کنید. و در طول این تنها فرصتی که برای زندگی دارید ـ بله، تنها همین زندگی ـ احمقانه شادمانی و لذت را از خودتان دور می‌کنید.
بهار
۱۲
مطلب اصلی این کتاب همین است: صرف‌نظر از اینکه چقدر بد عمل می‌کنید، چقدر دیگران با شما بد رفتار می‌کنند یا در چه شرایط اسفباری زندگی می‌کنید، در واقع همیشه، بله همیشه، این توانایی و قدرت را دارید که احساسات شدید اضطراب، ناامیدی و خصومت را در خودتان تغییر دهید. نه تنها می‌توانید آن‌ها را کاهش دهید، بلکه می‌توانید همه‌شان را از بین ببرید
احسان رضاپور
۷
وقتی از تمایل و گرایش به سمت «باید اندیشی» تغییر جهت دهید، اضطراب شدیدی خلق می‌کنید. اگر ترجیح دهید خوب عمل کنید و بخواهید دیگران شما را بپذیرند، نگران خواهید بود که مبادا ناکام و طرد شوید. نگرانی سالم به شما کمک می‌کند به شکلی شایسته و مناسب رفتار کنید. اما اگر به‌شدت باور داشته باشید که تحت هر شرایطی باید خوب عمل کنید و اینکه دیگران باید شما را بپذیرند، آن‌وقت خودتان را وحشت‌زده می‌کنید.
احسان رضاپور
۳
همیشه می‌توانید از روش علمی استفاده کنید تا بایدهایتان را به چالش بکشید و آن‌ها را ریشه‌کن کنید، و می‌توانید دوباره شروع به تفکر عاقلانه کنید. سلامت هیجانی یعنی تفکر منطقی یا علمی.
احسان رضاپور
۳
به‌عنوان انسان، با خصوصیتی متولد می‌شویم (و می‌توانیم آن را رشد دهیم) که دیگر مخلوقات به‌ندرت صاحب چنین خصوصیتی هستند و آن، توانایی فکر کردن دربارهٔ تفکرمان است. ما نه‌تنها به‌طور طبیعی فیلسوف هستیم، بلکه می‌توانیم دربارهٔ فلسفه‌مان فلسفه‌سازی کنیم و دربارهٔ دلیل و استدلالمان، استدلال و دلیل بیاوریم.
احسان رضاپور
۲
علم شامل اصلاح و تغییر مداوم نظریه‌ها و تلاش در جهت جایگزین کردن آن‌ها با عقاید معتبرتر و حدس‌های مفیدتر است. علم به جای خشک بودن، انعطاف‌پذیر است و به جای جزم‌اندیش بودن، روشن‌بین است. علم در تلاش برای رسیدن به حقیقت بیشتر است، نه در پی حقیقت مطلق و کامل.
احسان رضاپور
۲
آیا گوش می‌کنید؟ آیا تلاش می‌کنید؟ آیا فکر می‌کنید؟ شما به طور حتم می‌توانید. امیدوارم بتوانید!
Atieh Ab
۱
اگر احساس اضطراب، عصبی بودن یا وحشت‌زدگی نامناسب داشته باشید، در پی انواع بایدها، الزام‌ها، فاجعه‌انگاری‌ها، نمی‌توانم تحمل کنم‌ها، خودتحقیرکردن‌ها و تعمیم‌گرایی‌های افراطی خواهید بود: «اگر کارم را از دست بدهم، در حالی‌که نباید از دست بدهم، هرگز دوباره نمی‌توانم کار خوب دیگری پیدا کنم و همین نشان می‌دهد که آدم بی‌کفایتی هستم!»، «باید تضمینی داشته باشم که همسرم نباید بمیرد، چون اگر بمیرد، نمی‌توانم تنهایی را تحمل کنم و همیشه بدبخت خواهم شد!»، «به هیچ وجه نباید بینایی‌ام را از دست بدهم، چون اگر این‌طور شود، زندگی‌ام وحشتناک خواهد شد و من هرگز نمی‌توانم دوباره از چیزی لذت ببرم!» توجه کنید که این عبارات پیش‌بینی‌کننده‌های بی‌قید و شرط و کامل درد و رنج هستند و برای شما هیچ راهی برای خروج از درد و رنج مستمرتان باقی نمی‌گذارند.
احسان رضاپور
۱
اگر پیوسته در حیطهٔ امیال، ترجیح‌ها و ارزش‌هایتان علمی و انعطاف‌پذیر باشید، دیگر آن‌ها را به جزم‌اندیشی آسیب‌زا تبدیل نخواهید کرد. شما با خودتان می‌گویید: «من خیلی مایلم شغل خوبی داشته باشم و با کسی که دوستش دارم ازدواج کنم.» اما متعصبانه و غیرعلمی نمی‌گویید: ۱) «من باید شغل خوبی داشته باشم!» ۲) «من فقط می‌توانم با کسی که دوستش دارم خوشبخت باشم!» ۳) «اگر شغل و ازدواج خوبی را که باید داشته باشم به‌دست نیاورم، آدمی بسیار نالایق هستم!»
احسان رضاپور
۱
شما به میزان زیاد (نه به‌طور کامل) افکار و احساسات آشفته‌کننده‌تان را خلق می‌کنید و از این رو قدرت دارید که بر آن‌ها مسلط شوید و تغییرشان دهید، به شرط اینکه این بینش را بپذیرید و مجدانه آن را به‌کار ببرید!
احسان رضاپور
۱
وقتی به شکلی خشک و انعطاف ناپذیر به باورهای غیرمعقولتان تکیه کنید ـ زمانی که متعصبانه دستور می‌دهید که باید خوب عمل کنید، دیگران باید شما را تأیید کنند، دیگران باید با شما منصفانه رفتار کنند یا همیشه باید در شرایط راحت و لذت‌بخش زندگی کنید ـ و وقتی سرسختانه به این باورهای نامعقول باور داشته باشید، گرایش خواهید داشت که بی‌جهت خودتان را آشفته کنید و چه بسا برخی از اصلی‌ترین اهدافتان را تخریب کنید.
احسان رضاپور
۱
ما با افکار، احساسات و رفتارهایی خاص متولد نمی‌شویم. محیط‌مان به‌طور مستقیم ما را وادار به عمل یا احساس کردن نمی‌کند. اما ژن‌ها و تربیت اجتماعی‌مان گرایش‌هایی قوی در کاری که انجام می‌دهیم (و لذت بردن از آن کار) به ما می‌دهند و با اینکه اغلب با این گرایش‌ها همراه می‌شویم (یا تسلیم آن‌ها می‌شویم)، مجبور نیستیم درست همان کار را انجام دهیم. ما به هیچ وجه مجبور نیستیم.
بهار
۰
علم انعطاف‌پذیر و غیر جزمی است. علم بر حقایق و واقعیت (که همیشه می‌تواند تغییر کند) و تفکر منطقی (که خودش را نقض نمی‌کند و همزمان دو دیدگاه متضاد را می‌پذیرد) تأکید دارد. همچنین علم از افکار خشک «همه یا هیچ» و «یا این / یا آن» اجتناب می‌کند، واقعیت را اغلب دو سویه می‌بیند و شامل حوادث و خصوصیات متضاد است.
احسان رضاپور
۰
درمان عقلانی ـ هیجانی احساسات قوی ناراحتی، عصبانیت و نگرانی شما را سالم می‌بیند، چون این احساسات به شما کمک می‌کنند ناخشنودی‌تان از رخدادهای ناخوشایند را ابراز کنید و در اصلاح آن‌ها بکوشید. اما درمان عقلانی ـ هیجانی تاحدودی همیشه احساسات افسردگی، خشم و اضطراب را آسیب‌زا می‌داند، چون از دستورهای غیرواقع‌بینانه‌تان ریشه می‌گیرد که تأکید دارند رویدادهای ناخوشایند هرگز نباید رخ بدهند و چون رخ می‌دهند و وجود دارند، اغلب مانع تغییر این رویدادها می‌شوند.
احسان رضاپور
۰
چطور می‌توانید جلوی آشفتگی‌تان را بگیرید و آن را از بین ببرید؟ با کسب بینش نسبت به B ها در ABC های درمان عقلانی ـ هیجانی. این B ها چه هستند؟ ‫B های درمان عقلانی ـ هیجانی باورها هستند. همچنین می‌توانید آن‌ها را شناخت‌ها، افکار، دیدگاه‌ها، عقاید، ارزش‌ها، معناها، نگرش‌ها، توقعات و فلسفه‌ها بنامید. درمان عقلانی ـ هیجانی به آن‌ها باور می‌گوید چون به نظر می‌رسد که باور هستند.
احسان رضاپور
۰
جنبهٔ اخلاقی موضوع: احساسات خالص به‌ندرت وجود دارند و حتی اگر وجود داشته باشند ـ مثل موقعی که ناغافل شیئی به طرف شما پرت می‌شود و شما فوری و بدون فکر وحشت می‌کنید ـ احساساتتان چند ثانیه دوام می‌آورند و به اختلالات واقعی تبدیل نمی‌شوند، مگر دربارهٔ آن‌ها باورهایی غیرعاقلانه داشته باشید، مانند: «این شیء نزدیک بود مرا بکشد در حالی‌که نمی‌بایست چنین اتفاقی می‌افتاد!» یا «نمی‌بایست وحشت می‌کردم! چقدر احمق هستم که این‌گونه وحشت کردم!»
kimia
۰
نمونه‌ای از باور عاقلانه یا ترجیح شما: «من به‌شدت می‌خواهم در این بازی برنده شوم، اما می‌توانم باختن را بپذیرم و بیاموزم که دفعهٔ بعد بهتر بازی کنم. همچنین می‌توانم از بازی لذت ببرم حتی اگر چندین بار ببازم.» نمونه‌ای از باور غیرعاقلانه یا توقع نامعقول شما: «من بی‌بروبرگرد باید در این بازی برنده شوم و اگر ببازم، بازیکنی نالایق و فردی بی‌کفایت هستم.»
احسان رضاپور
۰