تصور کنید در جنگل به کسی میرسید که ساعیانه در حال اره کردن یک درخت است. میپرسید: «چهکار داری میکنی؟»
او جواب میدهد: «مگر نمیتوانی ببینی، این درخت را اره میکنم». شما آه میکشید و میگویید: «خسته به نظر میرسی، چه مدتی است که این کار را میکنی؟»
او جواب میدهد: «بیش از پنج ساعت. خستهام. کار سختی است.»
شما به او میگویید: «کمی استراحت کن و ارهات را تیز کن، مطمئنم کارت را سریعتر انجام میدهی.»
مرد باتأکید میگوید: «وقت ندارم ارهام را تیز کنم، بهشدت گرفتار ارهکردن هستم.»