زروان، که همچنان زیر سایهی اژدها ایستاده بود، گفت: “از جم بگو، چگونه بود؟ اگر با او دیدار کرده باشی، نخستین کسی هستی که زنده از جهان زیرین باز میگردد. برایم از او تعریف کن. همچنان با نبردی بی سرانجام با دیوها و اشموغان مشغول است؟"
سوشیانس گفت: “آری، جم سلامت و نیرومند، اما با زندگان بیگانه بود و درگیر جنگ. جنگی که هرچند بیپایان بود، اما بیمعنا نبود. من نیز نزدیک بود به او بپیوندم و برای همیشه در آنجا باقی بمانم."
زروان خندید و گفت: “این کاری است که همه میکنند.