میچ: خب این خیلی خوبه. اومدی به استنلی و استلا سر بزنی؟
بلانش: استلا این مدت یهکم ناخوش بوده، من اومدم کمکش باشم. خیلی ضعیف شده.
میچ: شما که احیاناً...؟
بلانش: ازدواج؟ نه نه. من یه پیردختر معلمم!
میچ: بهتون میآد معلم مدرسه باشین ولی با پیردختربودنتون اصلاٌ موافق نیستم.
بلانش: ازتون ممنونم آقا! این حرفتون خیلی بهم چسبید!