جملات زیبا از متن کتاب آقای جودت و پسران | طاقچه
تصویر جلد کتاب آقای جودت و پسرانsubscriptionAvailable

کتاب آقای جودت و پسران

نوع کتاب
۲.۹ امتیاز(از ۲۳ رأی)
پدیدآورندگان: 
اورهان پاموک، عین‌له غریب
انتشارات: 
نشر چشمه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
مهرنوش
۲
اونا زنده‌ن، اونا زندگی می‌کنن و زندگی خواهند کرد اون هم مثل... مثل ابله‌ها، مثل جاهلا، با غیبت این‌واون. خودم الان شنیدم حرفاشون رو. می‌دونی چی می‌گفتن؟ یکی می‌گفت خوشمزه‌ترین حلیم این شهر رو کجا می‌شه خورد و اون یکی می‌گفت تو محله‌ی اسکودار ارزون می‌فروشن همه‌چی رو. می‌خواستم تا تهش به حرفاشون گوش بِدم اما... اما بدبختی و بلاهت‌شون چنان انزجاری در من... خمیازه می‌کشیدن، سیگار می‌کشیدن، چرت‌وپرت می‌گفتن، اما... اما زنده بودن، زندگی می‌کردن. من چی؟
ansari
۱
«ولی به‌نظر من همه‌چیز زندگی هر ملتی در ارتباط مستقیم با سرنوشت میهن و مملکت اون ملته و بس!»
مهرنوش
۱
باز هم مثل همیشه دیگه، نه؟ یا همه یا هیچ. آخرش هم من نتونستم این انعطاف‌پذیری رو به تو یاد بدم. برا تو توی کل زندگی دوتا راه بیشتر نیست. یا کاملاً موافقی یا کلاً مخالف. حدِوسط نداریم دیگه، مگه نه؟
مهرنوش
۱
ما نداریم کسایی رو که آزادانه فکر کنن و در عمل هم فعال باشن. می‌دونی چرا؟ برا این‌که ما رو یه جوری بار می‌آرن که برده شیم، که دست‌به‌سینه وایسیم و گردن کج کنیم، چنان تو جمع و جامعه حل شیم که احدی نتونه ماها رو از هم تشخیص بده، که بترسیم، از همه‌چیز و همه‌کس، چیزی که ما بهش می‌گیم آموزش یعنی تنبیه معلم و تهدید عمه و مادر. یعنی ترس، سُنت، ایده‌های دگم و اندیشه‌های ازبَرشده و... بچه‌های ما جز این‌که پیش هر چیز و هر کسی گردن کج کنن چیز دیگه‌ای هم یاد می‌گیرن مگه؟ هیشکی با سعی و تلاش و... یعنی اگه قاطیِ جمع نشی از دیوار راست هم بالا بری کلاهت پسِ معرکه‌ست. اگه ارتقا می‌خوای باید گردن کج کنی، بری زیر یوغ یکی و بردگی کنی تا تک‌تک پله‌های ترقی رو... هیشکی با مخ خودش فکر نمی‌کنه. اگه فکر کنه هم که... می‌ترسن، مردم ما می‌ترسن. مردم ما به اختیار و اراده‌ی خودشون فقط بردگی می‌کنن، فکر؟! دریغ و درد.
Fatemeh Yavari
۰
«شب از وحشت گران‌بار است. جهان آلوده‌ی خواب است و من در وهم خود بیدار: چه دیگر طرح می‌ریزد فریب زیست در این خلوت که حیرت نقش دیوار است؟» برای آنان که، هنوز، بیدارند. عین‌له غریب، ۱۳۹۲، تهران