سپس ریگو روزنامه را به لانگلومهی آسیابان رد میکرد که او هم روزنامهی پاره پوره شده را به آنهایی که سواد خواندن داشتند میداد. لِپرومیه پاری و اکاذیب ضد مذهبیی روزنامه لیبرال، افکار عمومیی اهالی درّه اِگ راشکل میبخشیدند. بنابراین ریگو مثل کشیش گرِگوآرِ مُعَزَّز، میشود یک قهرمان. ریگو به سان صدها بانکدار پاریس، غارت و اختلاس ننگین خود را با سیاست، در زیر ردای ارغوانیی خلق پنهان میکند.