جملات زیبا از متن کتاب عشق علیه السلام | طاقچه
تصویر جلد کتاب عشق علیه السلامsubscriptionAvailable

کتاب عشق علیه السلام

۳.۴(از ۹ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
علیرضا قزوه

قیمت:

۱۹۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

یعقوبِ منا، یوسفت افتاده در این چاه دیری‌ست که خون می‌چکد از پیرهنِ ماه بر مانعِ خورشیدی، آن، خونِ ستاره‌ست یا مانده بر آن تکه‌ای از پیرهنِ ماه! امروز بیا سبز بروییم که فردا کاری نکند حسرت و کاری نکند آه یا «ایتها النفس...» بخوانیم و بکوچیم وز مرگ نترسیم، «توکلت علی الله» این شنبه و آدینه، به تکرار، مرا کشت تا چند صبوری کنم، ای جمعه ناگاه؟
مادربزرگ💝
۱۹
این شنبه و آدینه، به تکرار، مرا کشت تا چند صبوری کنم، ای جمعه ناگاه؟
سین.قاف
۲
فتاد از پا کنار رود در آن ظهر دردآلود کسی که عطر نامش آبروی آبِ زمزم بود دلش می‌خواست می‌شد آب شد از شرم، اما حیف! دلش می‌خواست صد جان داشت، اما باز هم کم بود
علیرضا دولتی
۱
تو می‌گویی زمانِ دیدن هم، باز هم فردا! و من می‌گویم امشب، زودتر، حالا، همین حالا!
sadra
۱
من از جهانِ شما چیزی نخواسته‌ام همین که زیر سایه باران‌ها جایی برای شعر گفتنِ من باشد، کافی ا‌ست به قدرِ یک دو وجب جا هم برای مردن در توفان‌ها
رهگذر
۱
سه نه منصبِ سقایتِ دل را دارم نه پرده‌دارِ کعبه خویشم تنها، در پای این ابوقبیس هر روز «معلقات» خودم را می‌خوانم!
sadra
۰
ـ الو، شما! ـ فرشته مرگم، آقا! سی سال بود داشتم آنجا را می‌گرفتم چقدر زندگی‌ات اشغال بود!
sadra
۰
بر سرِ نی می‌برند، ماه مرا از عراق کوفه شود شامتان، کوفه‌مرامانِ شام!
sadra
۰
راستی! ذره کجا؟ حضرت خورشید کجا؟ ظلمت همچو من و شعشعه چون اویی
sadra
۰
به هستی هر چه جز مستی‌ست، رنگِ نیستی دارد که ما گشتیم و چیزی غیر مستی نیست در هستی
ریحانه
۰