جملات زیبا از متن کتاب هزار و یک شب (نسخه کامل دفتر اول) | طاقچه
تصویر جلد کتاب هزار و یک شب (نسخه کامل دفتر اول)subscriptionAvailable

کتاب هزار و یک شب (نسخه کامل دفتر اول)

۳.۴(از ۹۷ امتیاز)
نوع کتاب

قیمت:

۷۶,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

تو را شب به عیش و طرب میرود ندانی که بر ما چه شب میرود
seyed mostafa
۴۹
گویند صبر کن که تو را صبر بر دهد آری دهد ولیک به خون جگر دهد ما عمر خویش را به صبوری گذاشتیم عمری دگر بباید تا صبر بر دهد
zohi
۳۸
تو خواهی آستین افشان و خواهی روی درهم کش مگس جایی نخواهد رفت از دکان حلوایی
Ali Yeganeh
۲۸
هنگام بامداد به کوه مغناطیس خواهیم رسید و آن کوه کشتی را به سوی خویش کشد و آنچه که میخ آهنین به کشتی اندر است از کشتی بپراکند و بر کوه بچسبد
آسمان
۲۷
گر روی زمین تمام شادی گیرد ما را نبود به نیم جو بهره از آن
Atenaa
۲۲
تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد
جیمی جیم
۱۸
گویند صبر کن که تو را صبر بر دهد آری دهد ولیک به خون جگر دهد ما عمر خویش را به صبوری گذاشتیم عمری دگر بباید تا صبر بر دهد
۱۰۱۲۰۲
۱۴
گر من ز غمم حکایت آغاز کنم با خود دل خلقی به غم انباز کنم خون در دل من فسرده بینی ده توی چون غنچه اگر من سر دل باز کنم
𝑯𝒂𝒅𝒊𝒔
۱۳
گر روی زمین تمام شادی گیرد ما را نبود به نیم جو بهره از آن
𝑯𝒂𝒅𝒊𝒔
۱۱
هر کجا تو با منی من خوشدلم گر بود در قعر چاهی منزلم
Mohaddeseh Saedi
۹
گویند صبر کن که تو را صبر بر دهد آری دهد ولیک به خون جگر دهد ما عمر خویش را به صبوری گذاشتیم عمری دگر بباید تا صبر بر دهد
A L I
۶
به هم بر مکن تا توانی دلی که آهی جهانی به هم بر کند
miracle
۶
خیال روی توام دیده میکند پر خون هوای زلف توام عمر میدهد بر باد نه در برابر چشمی نه غایب از نظری نه یاد میکنی از من نه میروی از یاد
miracle
۶
گویند صبر کن که تو را صبر بر دهد آری دهد ولیک به خون جگر دهد ما عمر خویش را به صبوری گذاشتیم عمری دگر بباید تا صبر بر دهد
Tania
۳
به جدّ و جهد چو کاری نمیرود از پیش به کردگار رها کرده به مصالح خویش
Neda🤍
۳
تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد وجود نازکت آزرده گزند مباد سلامت همه آفاق در سلامت تُست به هیچ حادثه شخص تو دردمند مباد
Neda🤍
۳
گر روی زمین تمام شادی گیرد ‫ما را نبود به نیم جو بهره از آن
ساغر
۳
نگاری کز دو رخسارش همی شمس و قمر خیزد بهاری کز دو یاقوتش همی‌شهد و شکر خیزد هزار آشوب بنشاند هر آن گاهی که بنشیند هزاران فتنه برخیزد هر آنگاهی که برخیزد
Mohaddeseh Saedi
۳
آن مکن در عمل که آخر کار خوار و مذموم و متّهم باشی در همه حال عاقبت‌بین باش تا همه وقت محترم باشی
Nuage
۳
هزار جهد بکردم که سرّ عشق بپوشم نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم به هوش بودم از اوّل که دل به کس نسپارم شمایل تو بدیدم نه عقل ماند و نه هوشم
نازنین
۲
گویند صبر کن که تو را صبر بر دهد آری دهد ولیک به خون جگر دهد
nsiamrahadi
۱
ز بد اصل چشم بهی داشتن بود خاک بر دیده انباشتن
miracle
۱
از من پرسید که چه صنعت داری؟ گفتم: مردی حکیمم و همه علوم را نیک دانم. گفت: کالای تو درین شهر نارواست و به علم و کتابت کسی مایل نیست تیشه و ریسمانی بهدست آور و با خارکنان به خارکنی مشغول شو و خویشتن به کسی نشناسان که کشته میشوی.
Fatemeh Afsharmanesh
۱
ای دوستی نموده و پیوسته دشمنی در شرط تو نبود که با من تو این کنی بر دوستی تو چو مرا بود اعتماد هرگز گمان نبردم بر تو که دشمنی
toranj
۱
شاهزمان گفت: گر روی زمین تمام شادی گیرد ما را نبود به نیم جو بهره از آن
Ermiya
۱
تو را شب به عیش و طرب میرود ندانی که بر ما چه شب میرود
alirezaashori
۱
هزار جهد بکردم که سرّ عشق بپوشم نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم به هوش بودم از اوّل که دل به کس نسپارم شمایل تو بدیدم نه عقل ماند و نه هوشم من رمیده دل آن به که در سماع نیایم که گر به پای درآیم به در برند به دوشم
نازنین
۱
طائر گلشن قدسم چه دهم شرح فراق که درین دامگه حادثه چون افتادم من ملک بودم و فردوس برین جایم بود آدم آورد درین دیر خراب آبادم گر خورد خون دلم مردمک دیده رواست که چرا دل به جگرگوشه مردم دادم
نازنین
۱
گر روی زمین تمام شادی گیرد ما را نبود به نیم جو بهره از آن
Nuage
۱
گویند صبر کن که تو را صبر بر دهد آری دهد ولیک به خون جگر دهد ما عمر خویش را به صبوری گذاشتیم عمری دگر بباید تا صبر بر دهد
Nuage
۱