بعد، اون بچه خواب قشنگ نازی میبینه ـ و موقعی که رؤیا به نقطهٔ اوج قشنگ خودش میرسه پودر جادویی کار خودشو میکنه ـ اون وقت دیگه اون رؤیا فقط یک رؤیا نیست، بلکه یک واقعیته ـ و دیگه اون بچه خواب نیست ـ کاملاً بیداره و توی همون محلیه که رؤیا داره اتفاق میافته ـ و توی اتفاقاتی که میافته نقش داره ـ یعنی واقعاً نقش داره ـ عین زندگی واقعی