نزدیکیهای امامزاده درگیری شروع شد. دشمن به ما کلک زده بود. ابتدا تظاهر به عقبنشینی کرد. نیروهای پیاده و گردانهای زرهی به هوای اینکه دشمن در حال عقبنشینی است، به سرعت و با عجله خودشان را به امامزاده رساندند، اما دشمن یکباره نیروهای ما را زیر آتش گرفت. به خصوص اطراف امامزاده صحنهٔ مرگباری به وجود آمده بود. خدا میداند چه کربلایی به پا شد! تمام نیروهایی که جلو رفته بودند، زیر رگبار کالیبرهای ۷۵ دشمن گرفتار شدند. خیلی از برادران دلاورانه جنگیدند تا شهید شدند. در اطراف امامزاده، جنازهها روی هم انباشته شده بود.