انصاف نبود. که یک نفر، یک آدم مهم نباشد و هچچیز عوض نشود. باید چیزی عوض میشد. باید چیزی با قبل فرق میکرد و لحظهبهلحظه یادت میآورد که امید دیگر نیست. اصلاً دنیا قانون احمقانهای دارد. وقتی کسی نیست، وقتی کسی میرود و قرار نیست دیگر برگردد، دنیا باید تمام چیزهای مربوط به آن آدم را نیست کند. نمیشود کسی برود، بمیرد و بقیه ببینند که آب از آب تکان نخورده، انگار که بودن و نبودنش اصلاً اهمیت نداشته.