جملات زیبا از متن کتاب صد سال تنهایی | طاقچه
تصویر جلد کتاب صد سال تنهایی
off
٪۵۰
subscriptionAvailable

کتاب صد سال تنهایی

۳.۷(از ۴۵۹ امتیاز)
نوع کتاب

۱۱۸,۰۰۰

۵۰٪

قیمت:

۵۹,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

اگر سوسك توانسته تا امروز از دست ظلم بشر جان سالم به در برد صرفاً به اين علت بوده كه به تاريكی پناه برده است و در نتيجه در آنجا شكست‌‌ناپذير باقی مانده است، زيرا بشر ذاتاً از تاريكی می‌‌هراسد و سوسك هم ذاتاً از نور می‌‌ترسد.
shogun
۲۳۵
گذشته چيزی جز توهم و خيال نيست و خاطرات بازگشتی ندارند و هر بهاری كه می‌‌گذرد ديگر بازنمی‌‌گردد و حتی شديدترين و پرحرارت‌‌ترين عشق‌‌ها نيز حقيقتی ناپايدارند.
Babeshty rolenia
۱۴۳
«دوستان چيزی جز يك مشت آشغال نيستند!»
امیدوارم اندکی کمکم تاثیر...
۱۱۹
«زمین مثل یك پرتقال گرد است.» اورسولا دیگر به تنگ آمده، فریاد زد: «اگر می‌‌خواهی دیوانه شوی خودت تنها دیوانه شو، ولی سعی نكن افكار كولی‌‌وارت را به ذهن بچه‌‌ها هم فرو كنی.»
مـَه‌سـا
۹۱
نبايد به دنبال چيزهای گمشده در مسير معمولی روزانه گشت زيرا به همين دليل يافتن آنها آنقدر سخت می‌‌شود.
Hassan
۴۰
سرهنگ آئورليانو بوئنديا، ساكت و خاموش و بی‌‌اعتنا به نفس تازه‌‌ی زندگی كه خانه را به تكاپو درآورده بود، سرانجام پی برد كه راز سعادت پيری تنها پيمانی شرافتمندانه با تنهايی است.
shogun
۳۷
: «علم، فاصله‌‌ها را از ميان برداشته است. به زودی، بشر می‌‌تواند در خانه‌‌اش لم بدهد، و هر آنچه را كه در هر نقطه‌‌ای از جهان در حال وقوع است مشاهده كند.»
me
۳۱
سرهنگ آئورليانو بوئنديا زمانی كه می‌‌ديد پاسبانان پا برهنه‌‌ی مسلح به باتون‌‌های چوبی از خيابان‌‌ها عبور می‌‌كنند می‌‌گفت: «چه رژيم فلاكت باری! اين همه جنگيديم فقط به خاطر اينكه نگذاريم خانه‌‌هايمان را آبی رنگ كنند.»
Babeshty rolenia
۲۴
«می‌‌ميريد بی‌‌آنكه دليلش را بفهميد.»
amir
۱۶
اما فرناندا برعكس بيهوده تمام روز را به دنبال حلقه‌‌اش در مسير كارهايی كه هر روز انجام می‌‌داد گشته بود، بی‌‌آنكه به اين مطلب توجه كند كه نبايد به دنبال چيزهای گمشده در مسير معمولی روزانه گشت زيرا به همين دليل يافتن آنها آنقدر سخت می‌‌شود.
shogun
۱۵
اگر آئورليانو نيز همچون رقيبش عاشقی وحشی و ديوانه بود با اين حال، اين آمارانتا اورسولا بود كه با ابتكاراتش راهشان را در آن بهشت آفت زده هدايت می‌‌كرد. گويی او نيز همان نيروی مادربزرگش را داشت. وقتی از روی لذت، آواز می‌‌خواند و از اختراعات خود به زير خنده می‌‌زد، آئورليانو ساكت می‌‌شد و بيش از پيش در خود فرو می‌‌رفت.
saraj
۱۳
«مرده‌‌ها بازنمی‌‌گردند، اين ماييم كه نمی‌‌توانيم عذاب وجدان خود را تحمل كنيم.»
پویا پانا
۱۲
آركاديو بوئنديا به حدی آرام و خونسرد بود كه حتی وقتی كه همسرش از شدت عصبانيت دوربين را بر زمين زد و شكست نه تنها وحشت نكرد، بلكه حتی دوباره يك دوربين ديگر ساخت.
مریم قنبری
۷
«ما هيچ گاه به جايی نمی‌‌رسيم. تا آخر عمر بی‌‌آنكه از فوايد علم و دانش بهره‌‌مند شويم در اينجا خواهيم پوسيد.»
پویا پانا
۷
هيچ هدفی در زندگی ارزش اين همه خفت و خواری را ندارد.»
پویا پانا
۷
در طی سالهای گذشته‌‌ی عمرش، غمگين‌‌بودن برايش تبديل به‌‌يك عادت شده‌‌بود.
Hossein
۷
هر جايی كه هستند هميشه به خاطر داشته باشند كه گذشته چيزی جز توهم و خيال نيست و خاطرات بازگشتی ندارند و هر بهاری كه می‌‌گذرد ديگر بازنمی‌‌گردد و حتی شديدترين و پرحرارت‌‌ترين عشق‌‌ها نيز حقيقتی ناپايدارند.
elahegholipour
۶
او ديگر قانع شده بود كه خدايی وجود ندارد.
پویا پانا
۶
«عشق مثل طاعون است.
پویا پانا
۶
قلبش بی‌‌هيچ غمی پير می‌‌شد
Fatmeh _h
۶
گذشته چيزی جز توهم و خيال نيست و خاطرات بازگشتی ندارند و هر بهاری كه می‌‌گذرد ديگر بازنمی‌‌گردد و حتی شديدترين و پرحرارت‌‌ترين عشق‌‌ها نيز حقيقتی ناپايدارند.
ستاره
۶
برای نخستين بار در طول آن همه سال‌‌های تنهايی خود، به اين باور قطعی رسيده بود كه ادامه ندادن به جنگ تا رسيدن به نتيجه‌‌ی مطلوبی كه به دنبال آن بود، اشتباهی بزرگ بوده است و اين فكر پريشان خاطرش می‌‌ساخت.
Hassan
۵
اورسولا با خونسردی تمام گفت: «ما از اينجا نخواهيم رفت، ما همين جا می‌‌مانيم، زيرا ما در اينجا فرزندانمان را به دنيا آورده‌‌ايم.» خوزه آركاديو بوئنديا پاسخ داد: «اما هنوز كسی در اينجا نمرده است. وقتی كسی مرده‌‌ای در جايی ندارد، به آنجا تعلق ندارد.»
MusaMohseni
۵
«بهترين دوست آدم كسی است كه در همان لحظه‌‌ی دوست شدن مرده باشد.»
jalal
۵
عشق حسی است عميق‌‌تر از شادمانی زودگذر حاصل از ملاقات‌‌های پنهانی شبانه.
نوکر آسید مهدی
۴
غمگين‌‌بودن برايش تبديل به‌‌يك عادت شده‌‌بود. او درتنهايی‌‌هايش، برای نخستين بار بشر شد و احساسات انسانی در او دميد.
fatemeh
۴
از درون نابود می‌‌شد و هر لحظه پايان می‌‌يافت، بی‌‌آنكه پايان يافتنش تمامی داشته باشد.
fatemeh
۴
«حالتان چطور است سرهنگ؟» و او پاسخ داد: «در انتظار تشييع جنازه‌‌ام نشسته‌‌ام.»
Phoenix
۴
ملكيادس می‌‌گفت: «علم، فاصله‌‌ها را از ميان برداشته است. به زودی، بشر می‌‌تواند در خانه‌‌اش لم بدهد، و هر آنچه را كه در هر نقطه‌‌ای از جهان در حال وقوع است مشاهده كند.»
مریم قنبری
۳
معتقد بود كه پايبند بودن به تعهدات ثروتی است كه نبايد هرگز آن را از دست داد زير بار اين حرف نرفت
مریم قنبری
۳