«ما گرفتار نابسامانی و دیکتاتوری هستیم. حالا یک نفر خارجی این قرآن را میخواند و میخواهد مسلمان شود. در مسجد، کفش او را میدزدند. بعد برای انجام کاری به ادارهٔ گذرنامه میرود. در آنجا، از پاسبان تا رئیس شهربانی، از او رشوه میخواهند. او هم وضع مملکت ما را میبیند و میگوید اگر مسلمانی این است که من غلط کردهام که مسلمان بشوم.