آخرین نشانههای زیبایی از سیمایش رمیده بود و حتا شیوهی خرامیدنش را نیز از یاد برده بود و مثل سگ کتکخورده خود را به این سو و آن سو میکشید...» (ص. 68
ارغوان
۰
«بالاخره آمدی، تادیو سپیرس؟»
و هنگامی که از عشق تادیو به خود مطمئن میشود، در روز ازدواج با او، خود را میکشد و با این انتقام، کیفر اعمال تادیو را نهتنها تداوم میبخشد، بلکه آن را عمیق میسازد و عمیق شدن آن به این علت است که دولسه نیز عاشق تادیو شده