معجزهٔ زندگی این نیست که آن را داریم؛ معجزه این است که اغلب ما هر روز صبح بیدار میشویم و تصمیم میگیریم برایش بجنگیم، آن را در آغوش بگیریم حتی وقتی تقلا میکند از دستمان بگریزد. این واقعاً معجزه است؛ معجزهای تمامعیار که بیشتر اوقات برعکس آن اتفاق نمیافتد. یا به قول دیالوگ فیلم محبوب راسل، شیر در زمستان: «خب معلومه که چاقو داره. اون همیشه چاقو داره، ما همهمون چاقو داریم.»