در هنگام آسیبپذیری، همیشه در این ترس زندگی خواهید کرد که بلایی در کمین است و هر لحظه رخ میدهد؛ حال این بلا، بلای طبیعی باشد یا وقوع یک جرم، بروز یک بیماری و یا مشکلی مالی. در زندگی احساس «امنیت» نخواهید داشت. اگر گرفتار این تله هستید، در کودکی به گونهای پرورش یافتهاید که دنیا محیطی پرخطر است. احتمالاً والدینتان بیش از حد مراقب شما و بیش از اندازه نگران امنیت شما بودهاند. نگرانیهای شما افراطی و غیرواقعبینانه هستند و با این وجود شما باز هم اجازه میدهید تا کنترل زندگی شما را بر عهده بگیرند. این افکار انرژی شما را صرف اطمینان حاصلکردن از اینکه در امان هستید میکنند. ترسهای شما ممکن است حول محور بیماریها بچرخد: ترس از حملات قلبی، ابتلا به ایدز و یا حتی جنون. این افکار میتوانند بر آسیبهای مالی متمرکز شوند: ورشکستگی و کارتنخوابی. نگرانیهای شما ممکن است درمورد سایر مسائل عمومی نیز باشد. مسائلی همچون ترس از پرواز، ترس از مورد سرقت قرارگرفتن و یا ترس از زلزله.
دو تلهای که به قدرت روابط عاطفی شما با دیگران مربوط میشود: «کمبود عاطفی» و «جامعهگریزی» یا «طرد از اجتماع».