نیایشی در پاس گذشته
بگذار آنان که هدایتم کردند
همراهیام کنند در زدودنِ هر آنچه
چشم مرا به روی ممکنها میبندد
مرا از عظمت خویش پنهان میدارد
و جدا میکند مرا از دلدادگانم
امروز از تو میخواهم قلب مرا سرشار کنی
برهانی مرا از دردهایم،
نگرانیهایم، ترسهایم و رنجهایم
تا بتوانم دریابم و قدر بدانم هر آنچه دارم
اکنون در این لحظه میبینم؛ حس میکنم
سپاس میگذارم داشتههایم را
و میدانم حقیقت دارد