تهاجم – دفاعی
آنها را وادار میکنم، با احساسات من کنار بیایند
آلن، علاقهاش را نسبت به نامزدش از دست داده بود؛ اما نمیتوانست حقیقت را به او بگوید. به او قول میداد که به او زنگ بزند، او را منتظر میگذاشت و فراموش میکرد با او تماس بگیرد و آنقدر به این کار ادامه داد تا نامزدش او را ترک کرد. وی به نتیجهی دلخواه خود رسید؛ در حالی که هرگز به طور مستقیم حرفی هم دربارهی آن نزد و کاری هم نکرد.
اگر نتوانید احساسات خود را به طور مستقیم آشکار کنید، رابطهتان را در خطر نابودی قرار دادهاید. همهی ما با این حالت آشنا هستیم؛ یعنی بعضیها به جای آنکه مستقیم خواستههایشان را آشکار کنند، میکوشند به طور غیرمستقیم و با تحت فشار قرار دادن احساسات ما به نتیجهی دلخواه خود دست یابند.