هیچ دوربینی چهرهٔ میرُک و ناهید و حمیرا و ننه خدابخش را نقش نکرده بود. زن بلوچ باید چهرههای گذشتهاش را فقط در ذهنش با خود حمل کند، مثل درختی که حلقههای سالهایش را در خود دارد. آینه آخرین صورت را به او نشان میدهد، اما او باید بتواند همهٔ چهرههای گذشتهاش را برای خود تصویر کند. مرد بلوچ هم باید روی یار را گوشهٔ خاطر حک کند. صورت سفید میرُک، میان دستهای سیاه و بزرگ عثمان، ازیادرفتنی نبود؛ هر لحظه جان میگرفت و پیش نظر میآمد. آی نینیِ چشمهای براقش که انگار با زغال سیاهشان کرده بودند.