ما یک ملت ناراضیِ ناراحتی هستیم آقا. عنایت میفرمایید؟ به معنای واقع ناراضی هستیم. همین شاه جوان، قبلهٔ عالم، که خدا سایهاش را از سر ما کم نکند، اگر دستش را تا مرفق در آب طلا ببرد و در حلق این مردم فروکند، باز هم به جانش نق میزنیم. امروز نان میخواهیم. نان بدهند، فردا آزادی میخواهیم. آزادی بدهند، فردا یک چیز دیگر را اختراع و از ایشان طلب میکنیم. همین رجالی که امروز در صدر امورند، دارالشورا را عرض میکنم، خودشان را بکشند باز هم نخواهند توانست رضایت ما مردم را جلب کنند. نقنق کار یومیهٔ ماست آقا! به سر مبارک قسم! صبحمان شام نخواهد شد اگر به ادارهٔ امور اشکال نگیریم و نق نزنیم. همین رجال که امروز به جانشان دعا و ثنا میشود فردا از همین مردم کتک خواهند خورد. من مردهٔ کفنپوسانده، شما گل صدبهار. ببینید که عرض بنده به واقع میپیوندد یا خیر.