به این ترتیب، دو اعتراض علیه زبان جدید یادگیری، یا به بیان دقیقتر علیه طرز فکری که با زبان جدید یادگیری ممکن شده، وجود دارد. یک مسئله این است که زبان جدید یادگیری فهمِ اقتصادی از فرایند آموزش را تسهیل میکند، که در آن یادگیرنده بناست بداند که چه میخواهد و یک عرضهکننده صرفاً هست تا نیازهای یادگیرنده را برآورد (یا به بیانی عریانتر: مشتری را راضی کند). من نشان دادهام که چنین توصیفی چگونه چندوچونِ روابط آموزشی را غلط میفهمد. مشکلِ دیگرِ منطقِ زبان جدید یادگیری این است که طرح پرسش دربارهٔ محتوا و مقصود آموزش را بسیار دشوار میکند، مگر پرسشهایی از این جنس که «مشتری» یا «بازار» چه میخواهد. این امر، چنانکه استدلال کردهام، تهدیدی است برای نگاه حرفهای به آموزش، و در نهایت به تصمیمسازیِ دموکراتیک دربارهٔ غایات آموزش هم لطمه میزند.